در کوین سرا از جدیدترین و داغ ترین اخبار و مطالب دنیای ارزهای رمزپایه مطلع می شوید .

4 درسی که از سقوط شبکه ترا می توان گرفت

0 742

در ماه مه بازار ارز رمزنگاری با فشار فروش شدیدی مواجه شد و قیمت بیشتر ارزها به پایین ترین سطوح خود سقوط کردند. در این میان، ترا بیشترین سقوط را تجربه کرد و ارزش آن به نزدیک صفر رسید. با فروکش کردن موج نزولی و تثبیت قیمت ها در بازار، به نظر می رسد که شبکه ترا در حال نابود شدن است.

دو کوان، یکی از بنیانگذاران شبکه ترا، تمام تلاش خود را برای احیای این شبکه انجام داد، ولی موفق نشد. او اکنون پیشنهاد هاردفورک شبکه و شروع دوباره با یک ارز متفاوت را مطرح کرده است؛ رویکردی بسیار مشکوک که در آن هیچ تضمینی برای جبران سرمایه از دست رفته سرمایه گذاران آسیب دیده وجود ندارد.

با این حال، آنچه مسلم است این است که LUNA و UST هرگزبهبود نخواهند یافت. UST اکنون بیش از 90 درصد از سطح ثابت 1 دلاری خود کاهش یافته، در حالی که LUNA سریع ترین و ناگهانی ترین سقوط را در تاریخ ارز رمزنگاری ثبت کرده است.

سقوط هایی از این نوع در بازارهای مالی (حتی در بازار ارزهای رمزنگاری) بی سابقه هستند. چگونه میلیاردها دلار سرمایه ذخیره شده در چنین پروتکلی که به طور گسترده پشتیبانی می شود، در عرض یک هفته به طور کامل از بین می رود ( به عبارتی ناپدید می شود).

اکنون زمان خوبی برای کل جامعه ارز رمزنگاری است تا تصورات خود را در مورد ارز پایدار، سرمایه گذاری و توسعه دهندگان بررسی کنند. در اینجا چهار درس ارزشمند وجود دارد که می توان از شبکه ورشکسته ترا گرفت.

ارزهای پایدار به ذخایر پایدار نیاز دارند

ارزهای پایدار به گونه ای طراحی شده اند که بهترین های دنیای مالی جدید و قدیم (یعنی غیرمتمرکز بودن و سرعت ارزهای رمزنگاری و ثبات ارزش ارزفیات) را ارائه دهند.

با این حال، موفق ترین ارزهای پایدار فعلی از یک مدل کاملا “غیرمتمرکز” استفاده نمی کنند. شرکت تدر برای پشتوانه ارز پایدار USDT از دارایی های پایدار متمرکز دارای نقدینگی بالا (اوراق تجاری، اسناد خزانه، دلار آمریکا و غیره) استفاده می کند. این ذخایر باید به طور منظم توسط شرکت های خصوصی حسابرسی شوند تا اطمینان حاصل شود که USDT پشتوانه دارد و قابل تبدیل است.

البته، ترا یو اس دی یک ارز پایدار الگوریتمی بود. این ارز از یک مدل متفاوت پیروی می کرد که به موجب آن توکن (مسلما LUNA) به جای دلار پشتوانه آن بود.

طبق این مدل الگوریتمی، دارنده UST هر زمان که بخواهد می تواند ارز پایدار خود را با یک دلار LUNA تازه ضرب شده بازخرید کند. برعکس، دارندگان LUNA همیشه می توانند دارایی های خود را بسوزانند و در ازای آن UST دریافت کنند. تعداد UST که آنها دریافت می کنند دقیقا برابر با ارزش دلاری سوزانده شده LUNA است. این مکانیسم انگیزه های آربیتراژ تثبیت کننده مشابه USDT را ایجاد کرد تا قیمت آن همیشه در حدود سطح 1 دلار باقی بماند.

با این حال، بر خلاف USDT، دارایی های پشتوانه UST تقریبا به اندازه دلارهای واقعی پایدار و نقد شونده نبودند. به عبارت دیگر، اگر تعداد زیادی از دارندگان UST به یکباره دارایی های خود را بازخرید می کردند، قیمت LUNA پس از عرضه مازاد در صرافی ها به طور قابل توجهی کاهش می یافت.

متاسفانه این سناریویی بود که در این ماه پس از هجوم دارندگان UST برای فروش رخ داد. سرمایه گذاران تحریک شدند تا دارایی های UST  خود را به طور انبوه برای LUNA بازخرید کنند و از این رو مازاد عرضه ایجاد شد. نتیجه  یک مارپیچ مرگ بود که در آن ارزش و اعتبار UST و LUNA از بین رفت. اگر پشتوانه UST یک دارایی پایدارتر و کم نوسان تر بود، احتمالا می توانست از این اتفاق جلوگیری کند.

با تبلیغات و هیاهو نخرید

اگر یک ارز ارزش بالایی دارد، معنایش این نیست که یک سرمایه گذاری مطمئن است. به توصیه ها و نطق های افراد حریص و خوش بین که به شما می گویند پول را در کجا سرمایه گذاری کنید، اعتماد نکنید. اول خودتان در مورد پروژه تحقیق کنید.

با نگاهی به گذشته می توان فهمید که ترا به دلیل یک مکانیسم پایدارسازی معیوب که از همان ابتدا برای بررسی و حسابرسی دقیق باز بود، سقوط کرد. در واقع، ارزهای قبلی با مدل های پایدارسازی مشابه سال ها پیش آزمایش شده اند و شکست خورده اند.

نه این اطلاعات و نه سود 20 درصدی پروتکل انکر به دارندگان UST برای سرمایه گذاران اهمیت چندانی نداشتند. هنگامی که فرصت خروج قبل از سقوط این شبکه مهیا بود، هزاران سرمایه گذار نتوانستند از این موقعیت استفاده کنند.

حتی میلیاردرهای مورد اعتماد جامعه ارز رمزنگاری بدون هیچ گونه تردیدی به ترا تاختند و این باعث شد تا افراد زیادی این حرکت را دنبال کنند. مایک نووگراتز که در ماه ژانویه تم LUNA را روی بازوی خود خالکوبی کرده بود، اکنون آن را یک یادآور دائمی برای حفظ تواضع و فروتنی در دنیای سرمایه‌گذاری خطرپذیر می خواند.

رویدادهای این ماه ثابت می کنند که حتی سرمایه گذاران با تجربه اطلاعات کمی در مورد امنیت ارزهای رمزنگاری دارند و نباید به آنها تکیه کرد. طرفداران بیت کوین می گویند “اعتماد نکنید، تحقیق کنید”.

همه ارزهای رمزنگاری غیرمتمرکز نیستند

توسعه دهندگان ترا در مورد ایجاد “پول غیرمتمرکز” برای “اقتصاد غیرمتمرکز” تبلیغات زیادی به راه انداختند. اما وقتی که زمان عمل به این شعار رسید، جامعه ساختار مدیریتی بسیار متمرکز و غیرشفاف آن را آشکار کرد.

دو کوان، شرکت ترا و بنیاد لونا (LFG) تا آخرین لحظه سقوط ترا به جامعه اجازه تصمیم گیری ندادند. آنها تصمیمات بسیار بد وعجولانه ای برای نجات این شبکه گرفتند که همگی شکست خوردند.

برای مثال،  در 9 مه، دو کوان و شش عضو دیگر LFG به فروش 1.5 میلیارد دلار از ذخایر خود برای حفظ ارزش UST رای دادند. سپس LFG در این مورد اطلاع رسانی نکرد، تا این که در 16 مه اعلام کرد که تمام دارایی های ذخیره شده  (از جمله 80000 بیت کوین) را فروخته است.

علاوه بر این، ترافرم لبز در 12 مه با اعتبارسنج ها مخفیانه همکاری کرد تا بلاک چین ترا را بدون هشدار قبلی متوقف کند. این کار بدون رضایت جامعه انجام شد. لازم به ذکر است که شبکه ترا فقط 130 اعتبار سنج دارد. حتی خود دو کوان یک پست را در توییتر بازنشر کرد که در آن اذعان داشت که LFG یک سیستم کاملا متمرکز است.

وقتی که صحبت از “غیرمتمرکز بودن” می شود، بین ” نتوانستن” و ” نخواستن” تفاوت وجود دارد. اگر یک گروه کوچک بتواند کنترل شبکه بلاک چین را هر زمان که لازم بداند، در اختیار بگیرد، آیا می توان گفت که واقعا غیرمتمرکز است؟

فروتن باشید، حتی اگر ثروتمند هستید

از یک طرف، درست نیست که از شرکت یا شخصی که در حال سقوط است انتقاد کرد، به خصوص زمانی که قبلا با دعوی قضایی و جریمه های چند میلیون دلاری روبرو شده است.

از سوی دیگر، تماشای سقوط شرکت ها می تواند بسیار سرگرم کننده و خوشایند باشد، به خصوص زمانی که توسط افرادی اداره می شدند که بسیار گستاخ، خود رای و از خود مطمئن بوده اند.

درست چند روز قبل از سقوط ترا، دو کوان با یک رسانه معروف در مورد بازار ارز رمزنگاری صحبت کرد و مدعی شد که تماشای فروپاشی تدریجی 95 درصد استارتاپ های این صنعت “سرگرم کننده” خواهد بود.

این شوخی قشنگی نبود، بلکه نمایشی از اعتماد به نفس بالا و خود بزرگ بینی دو کوان نسبت به رقبا و منتقدانش بود. این موضوع در روزهای بعد مشخص شد، زمانی که کوان به چندین نفر حمله کرد که سعی داشتند به او در مورد نقص های امنیتی پروتکل ترا هشدار دهند.

دو کوان در 7 مه در توییتی نوشت:

می توانید برای شصت و نهمین بار به حرف افراد بانفوذ درباره فاصله گرفتن UST از سطح ثابت 1 دلاری گوش دهید، یا می توانید به یاد بیاورید که همه آنها اکنون فقیر هستند.

روز بعد کوان به کسانی که در باره سقوط UST هشدار داده بودند، گفت مگر در خواب ببینند که این اتفاق رخ دهد. با این حال، بدترین رفتار او در اوج بازار صعودی در ماه نوامبر بود. زمانی که یکی از کاربران توییتر با ترسیم فرایندی پیش بینی کرد که ترا به خاطر یک حمله سقوط می کند، دو کوان آن را “احمقانه ترین” توییتر در یک دهه گذشته خواند.  او سپس این کاربر را ” احمق” خطاب کرد و از دنبال کنندگان میلیاردر خود خواست تا این حمله را امتحان کنند.

اگر سقوط ترا یک رویداد قوی سیاه بود، کوان می توانست باقیمانده اعتبار خود را حفظ کند. اما پس از تمسخر منتقدانش با فقیر خطاب کردن آنها، دعوت آشکار از نهنگ ها برای حمله شورت به شبکه و از دست دادن یک شرط 200 میلیون دلاری در مورد مرگ LUNA، جای تعجب نیست که دنبال کنندگانش با وی ابراز همدردی نمی کنند.

اقدامات کوان نه تنها روی خودش بلکه تمام جامعه ترا اثر گذاشتند. خوب یا بد، کوان بزرگ ترین رهبر ترا بود. مسئولیت هدایت جامعه در طول بحران این شبکه از وظایف او بود.

اما پس از از بین رفتن اعتبار کوان، جامعه ارز رمزنگاری دیگر تمایلی به پشتیبانی از طرح هاردفورک او ندارد.  برخی حتی به صحت رای گیری فعلی درباره پیشنهاد وی اعتماد ندارند و معتقدند که در رای تقلب می شود. به هر حال، اعتماد شکننده است، به ویژه در صنعتی که قبلا مملو از کلاهبرداری و نقص بوده است، به دست آوردن آن دشوار بوده و از دست دادن آن به آسانی چند توییت احمقانه است.

منبع cryptopotato

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.